شعر پاییز اخوان ثالث
آسمانش را گرفته تنگ در آغوش
ابر؛ با آن پوستین سردِ نمناکش.
باغ بی برگی،
روز و شب تنهاست،
با سکوت پاکِ غمناکش.
سازِ او باران، سرودش باد.
جامه اش شولای عریانیست.
ورجز،اینش جامه ای باید .
بافته بس شعله ی زرتار پودش باد .
گو بروید ، هرچه در هر جا که خواهد ، یا نمی خواهد .
باغبان و رهگذران نیست .
باغ نومیدان
چشم در راه بهاری نیست
گر زچشمش پرتو گرمی نمی تابد ،
ور برویش برگ لبخندی نمی روید ؛
باغ بی برگی که می گوید که زیبا نیست ؟
داستان از میوه های سربه گردونسای اینک خفته در تابوت پست خاک می گوید .
باغ بی برگی
خنده اش خونیست اشک آمیز
جاودان بر اسب یال افشان زردش میچمد در آن .
پادشاه فصلها ، پائیز .
ما را در سایت حرمت عشق دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: alisan بازدید: 359 تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1392 ساعت: 12:37
برگشتم به همین شهر... به مدت 12 روز برای گرفتن مدرک نهایی و البته شرکت در مراسم.
میخوایم با هم فراغت از تحصیلمون رو جشن بگیریم...
میخوایم یه شنل قرمز بپوشیم و کلاهی که بینگولک داره سرمون بذاریم و هی خوشحال باشیم که رفت و آمدمون و تنهاییامون و بی پولیامون بیخودی نبوده...
میخوایم 2 نفر مهمون با خودمون ببریم که وقتی با لبخند میریم اون کاغذ گرون قیمتو بهمون بدن از این ور سالن برامون دست بزنن
میخوایم هی عکس بگیریم و همه جا نشون بدیم و وانمود کنیم که خیلی زیاد دانشمندیم
میخوایم وسط همهمه های رووزانه چند روزی رو الکی خوشحال خوشحال باشیم
همین...
ما را در سایت حرمت عشق دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: alisan بازدید: 383 تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1392 ساعت: 12:27
و شب ها راه نمی رفت،
تا تو
هوای شهر به سرت زد
حالا
هزار سال است
دریا، گیج
هی می رود
هی برمی گردد..
"الیاس علوی"

ما را در سایت حرمت عشق دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: alisan بازدید: 394 تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1392 ساعت: 12:15
ما را در سایت حرمت عشق دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: alisan بازدید: 376 تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1392 ساعت: 12:05
عید غدیر امده شهد شهیر امده
در صف یا ر ببین هم جبرئیل امده
کوه منا گشته زنور عطر زنور امده
پیام جان به جان حق زراه دور امده
ما را در سایت حرمت عشق دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: alisan بازدید: 361 تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1392 ساعت: 11:55

شیشه ای می شکند......
یک نفر می پرسد که چرا شیشه شکست؟!
مادری می گوید:((شاید این دفع بلاست...))
یک نفر زمزمه کرد:
((باد سرد وحشی مثل یک کودک شیطان امد ، شیشه پنجره را زود شکست.))
کاش امشب که دلم مثل ان شیشه مغرور شکست ، عابری خنده کنان می امد ، تکه ای از ان را
بر می داشت ، مرهمی بر دل تنگم می شد.
اما امشب دیدم ، هیچ کسی هیچ نگفت...
قصه ام را نشنید...
از خودم می پرسم ، ارزش قلب من از شیشه پنجره هم کم تر بود...؟!!!
ما را در سایت حرمت عشق دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: alisan بازدید: 399 تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1392 ساعت: 11:45

پی نوشت 1 : در این ایام فرخنده که عید امامت وولایت است از مولایم علی استمداد می جویم
پی نوشت 2 : این اشعار و ادامه مطلب را تقدیم می کنم به تمام آنهایی که صادقانه در راه مبارزه با نفس خویش از هیچ کوششی فرو گذار نمی کنند
پی نوشت 3 : دوستان بیائید برای هم و عاقبت بخیریمان دعا کنیم زیرا نیک میدانم دعای خوبان زود از استغاثه های بندگان ناچیزی همچون من مستجاب خواهد شد
"حوا " هنوز ابري و "آدم" دوباره مست تا كي به انتظار خدا دست روي دست
افسوس چشمهاي تو كاري نمي كند نفرين به اين زمانه و اين روزگار پست
خطي نمي نويسي و حرفي نمي زني شاعر مگر مداد غرورت شكسته است ؟
شيطان هنوز وسوسه ي اتفاقهاست يك سيب سرخ لك زده آيا هنوز هست ؟
تاريك مانده فاصله هاي ميان مان تا كي براي حادثه بايد دخيل بست ؟
حوا ! چقدر پير شدي گيس هات كو ؟ آدم ! چقدر زود قد و قامتت شكست !!
يك روز دير مي شود بايد قبول كرد حالا بيا سكوت كن و دست روي دست
ما را در سایت حرمت عشق دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: alisan بازدید: 372 تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1392 ساعت: 11:36

ما را در سایت حرمت عشق دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: alisan بازدید: 383 تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1392 ساعت: 11:27
منبع: وبلاگ یک پزشک
ما را در سایت حرمت عشق دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: alisan بازدید: 434 تاريخ: يکشنبه 28 مهر 1392 ساعت: 16:57
من از خدا خواستم به من توان و نیرو دهد
و او بر سر راهم مشکلاتی قرار داد تا نیرومند شوم.
من از خدا خواستم به من عقل و خرد دهد
و او پیش پایم مسایلی گذاشت تا آنها را حل کنم.
من از خدا خواستم به من ثروت عطا کند
و او به من فکر داد تا برای رفاهم بیشتر تلاش کنم.
من از خدا خواستم به من شهامت دهد
و او خطراتی در زندگیم پدید آورد تا بر آنها غلبه کنم.
من از خدا خواستم به من عشق دهد
و او افراد زجر کشیده ای را نشانم داد تا به آنها محبت کنم.
من ار خدا خواستم به من برکت دهد
و خدا به من فرصت هایی داد تا از آنها بهره ببرم.
من هیچ کدام از چیزهایی را که از خدا خواستم،دریافت نکردمولی به همه ی چیزهایی که نیاز داشتم رسیدم.
ما را در سایت حرمت عشق دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: alisan بازدید: 246 تاريخ: يکشنبه 28 مهر 1392 ساعت: 16:03